بازی روزگار میدونی چیه؟
تو چشم میزاری من میرم قایم میشم
بعد تو میری یکی دیگه رو پیدا میکنی و من واسه همیشه گم میشم...

گفته بودم اگر بوسه دهی توبه کنم
بعد از این بوسه دگر بار خطائی نکنم
بوسه دادی و چو برخاست لبم از لب تو
توبه کردم که دگر توبه بیجا نکنم

آموختم گاهی اوقات همه آن چیزهایی که انسان نیاز دارد
دستی برای گرفتن و قلبی برای درک شدن است
آنقدر رسم وفا مرد که ترسم روزی
لیلی گر زنده شود یاد ز مجنون نکند