تبليغاتX
...کیمیای عشق...
...کیمیای عشق...
 
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 توسط عاشق كوچولو |
به به به سلاااام دوستان گل من حالتون چه طوره

....شیطونی کردم و گفتم یک سر بیام ....

نتونستم تا پایان ترم نیام

اینقدر که خوبین..!!!!!!نمیشه ازتون دل کند که....

خوب اولبزارین از نظرهای قشنگتون و حرفهای خوشگلی که در پاسخ به سوالم زدید ازتون تشکر کنم

همشونو قبول داشتم

چون از دل برآید به دل بنشینده دیگه.......

هر کدومتون یک چیز گفتید که تکمیل شدش میشه جمع حرفهایی که گفتید:

بهاره عزیز گفتش:

وقتی وجود یه نفر باعث بشه دست و پات بلرزه و دست و پاتو گم کنی

احساس میکنی یه چیزی تو دلت فرو میریزه !

وقتی هست داری رو آسمونا پرواز میکنی

و وقتی نیست انگار که تموم بدبختی های دنیا مال توئه و بس !

و وقتی فکر کنی از دستش دادی دنیارو تموم شده میبینی

:

اگه این حسهارو داری بدون که عاشقی !


(عاشق کوچولو: دارم عزیزم ...ممنون از کلامت)

زهرای عزیز گفت:

جواب سوالت رو  نمیدونم چون تا حالا عاشق نشدم  (عاشق کوچولو:هستی و خبر نداری)

دختر خاله های عزیز:

سلام وقتی میفهمیم عاشق شدیم که همه ی فکرو ذکرمون معشوقمون باشه(عاشق کوچولو:امیدوارم که اینطور باشه)

آتنا گلم:

به هر حال من یکی جواب سوالتو نمیدونم!
شاید چون تا حالا عاشق نشدم
برو از افراد با تجربه بپرس
(عاشق کوچولو:پرسیدم عزیزم بخون تا اطلاعاتت زیاد بشه)

دو تا دلتنگ عزیز:

عشق میاد رو غصه هات خط میکشه و مشقای صبرتم امضا میکنه(عاشق کوچولو:با اجازت خلاصه حرفتو تو یک خط نوشتم)

و اما بشنوید از محبوب من ..........:

بی مقدمه ..

خب من در مورد عاشق شدن به این جمله سخت معتقدم از علامات عاشق آن باشد که ذکر محبوب بسیار کندبه همین یه جمله هم بسنده میکنم(عاشق کوچولو:امیدوارم که همین طور باشد و ما هم......)

خوب فکر میکنم تا این حدش کافی باشه و افرادی مثل آتنا خانوم و زهرا جان جوابشونو گرفته باشن

و در انتهای حرفهایی که زدید

نظر خودم

همون طور که نام وبلاگمم همینه باید بگم نام وبلاگم برخاسته از همین حرفهاست

عشق مثل کیمیاست فرقش اینه که کیمیا مس رو به طلا تبدیل میکنه ولی عشق وجود ناقص انسان رو تعالی میبخشه

عشق رو فقط نمیشه معنا کرد به علاقه شخصی به یک فرد

عشق حقیقی عشقیه که باعث تعالی انسان بشه و نه اینکه به اسم عاشقی دست به کارهایی بزنیم که معشوق حقیقی مون که همیشه به فکر ماست و داره ما رو کمک میکنه ازمون رنجیده بشه

امیدوارم که عشقاتون وسیله ای باشه برای رسیدن به اوج

....دست از مس وجود چون مردان ره بشوی ....تا کیمیای عشق یابی و زر شوی....

حق نگهدارتان

                                                                                                               یا علی

 

نوشته شده در تاريخ یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 توسط عاشق كوچولو |

سلام دوستان عزیز

امیدوارم حال همتون خوب باشه

خوب مدتی نبودم ...دلیلش گرفتاری های بیش ار حدی بود که برام پیش اومده بود الانم اومدم آخرین آپو بنویسم و تا بد از این ترمم با همتون خداحافظی کنم تقریبا دو ماهی میشه

هر وقت که وقتم آزاد بشه حتما میام سر میزنم

الان که خیلی خیلی کار ریخته سرم از یک طرف پروژه های عملی و کنفرانس های مزخرف دانشگاه و از طرف دیگر........................ماجرایی داره که فقط ۲ تا از شما تا الان ازش مطلع شدید و حتما وقتی بعد از این وقفه برگشتم به طور دقیق براتون توضیح میدم

حتما........

راستی در اول بهار صحبت از ورودی کوچمون کردم که دل بعضی از شما رو ربود تو کامپیوترم عکسی پیدا کردم که پاییز گرفته بودم هر چند دیگه الان چنین منظره ای دیده نمیشه به دلیل تخریبی که گفتم ولی این سند مصور همچنان باقی است

...........................................................................................................................................

یک تصویر:

 

             

...........................................................................................................................................

یک آرزو:

امیدوارم که همتون بزرگ بشین اما نگاهتون به زندگی مثل دوران کودکی زلال و شفاف بمونه

...........................................................................................................................................

یک حقیقت:

                  عشق از الست و تا ابد خواهد بود

                           جوینده عشق بی عدد خواهد بود

                                   فردا که قیامت آشکارا گردد

                                           هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود

...........................................................................................................................................

آتنا جون هر وقت اومدی حتما برام کامنت بزار خیلی وقته ازت بی خبرم

...........................................................................................................................................

یک .....!!!

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

به غمهای دگر غیر از غم عشقت رها کن

تو خود گفتی که در قلب شکسته لانه داری

ببین قلبم شکسته جانا به عهد خود وفا کن

...........................................................................................................................................

یک خواهش:

تو این مدت که نیستم منو فراموش نکنید هااا

...........................................................................................................................................

یک خبر:

قسمت معرفی وبلاگو عوض کردم نظرتونو راجع بهش بگید...

...........................................................................................................................................

یک سوال:

شما از کجا میفهمید که چه موقع عاشق شدید ؟

حتما تو نظراتون به این سوال من جواب بدید؟؟؟؟؟؟؟؟خووووووووووب

 

///////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////

امیدوارم همتون تو این مدت موفق... سرزنده... شاد....سلامت....باشید و در امتحانات و دروس خودتون بسیار موفق باشید 

خدا رو فراموش نکنید

توکل

                   توکل

                                       توکل

                        خوب دیگه اگر بار گران بودیم رفتیم ..اگر نا مهربان بودیم رفتیم

یا علی

 

 

درباره وبلاگ

من (عاشق كوچولو) 19 ساله متولد استان سرسبز گلستان عاشق اينترنت و كامپيوتر و دانشجوي رشته كامپيوتر علاقه مند به سينما به طور اسيدي دوستدار شما و همه آنهايي كه دوستشان ميداريد مخاطب وبم هم خودمم نه كس ديگه ايي از اين عشقو عاشق بازي هاي خيابوني بيزارم دو سالي ميشه كه مينويسم در اوقات بيكاري صفحه وب هم طراحي ميكنم برنامه مورد علاقه من فتو شاپ و مسلط به زبان وي‍ژوال بيسيك و ++c ..و asp.net و vb script و html و vba هستم اگر مشكلي در اين زمينه ها داشتيد در خدمتم و این صفحه جایی مجزاست برای دل خودم و احتمالا چند تا دوست و رفیق ،.. قطره قطره خالی می شوم و زبانه های سرکش اشتیاق را می خواهم ، نه سردی سست کننده ی آه های نهفته را ، چون میخواهم لیوان شیشه ای این چکنویس کهنه تا نصفه پر باشد .
از گذشته چیزی ندارم که به آن برگردم . در آینده هم چیزی نیست تا برایش بروم . اما اکنون برای من است و ازآن من پس آنرا به تو هدیه میکنم . همين نقطه سر خط.
آخرين مطالب
آرشيو
پيوند ها
Blog Skin