...کیمیای عشق... |
|
|
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 توسط عاشق كوچولو
|
سلامی گرم خدمت تمامی دوستان و یک سلام گرم تر خدمت دوستان همجنس خودم و همچنین باباهای گل گلاب اول از همه اجازه بدید این روز زیبا رو به پدر عزیز تر از جان خودم تبریک بگم آرزو میکنم همیشه سالم...شاد....و سرزنده باشی و از خداوند منان طول عمر را برایت خواستارم همین طور این روز زیبا رو به پدر های تک تک شما عزیزان شاد باش میگم امیدوارم سایه اش سالهای سال از سر شما و خونواده گرامی کم نشه و اگر از این دنیا رخت بر بسته اند رحمت ایزدی را برایشان خواستارم که بی شک این روزها آنها هم شاد هستند و چشم انتظار فرزندان خودشان.....روحشان شاد خوب ....خیلی فکر کردم که برای این روز چی آماده کنم و بنویسم دیدم هیچ چیز بهتر از سخنان مولایمان علی ابن لبی طالب (علیه السلام) نمیتونه باشه به همین دلیل گزیده ای از آنان رو از ضمیمه نسل 3 روزنامه جام جم گلچین و برای شما قرار میدم ان شا الله که بیانات ایشون رو سر لوحه زندگیمان قرار بدیم : ü با مردم به گونه ای بیامیزید که اگر بمیرید ؛ به شما بگریند ، و اگر بمانید با شما دوستی کندد. ü از کفاره های گناهان بزرگ ، به فریاد رسیدن ستمدیدگان است و شاد کردن غمگینان ü ای پسر آدم ، اگر دیدی خدای سبحان ، نعمتش را پی در پی به تو ارزانی میدارد و تو نافرمانیش میکنی ، از کیفر او بترس (قابل توجه ماسه داران محترم....) ü دوست را دوست نتوان گفت ، مگر آنگاه که در سه جای آبروی دوست خود نگه دارد . یکجا به هنگامی که به بلایی گرفتار شود و یکی در هنگامی که حاضر نباشد و یکی بعد از مرگ...(حالا چند نفر از ما واقعا با هم دوستیم ؟ ؟ ؟) اگر این پستم یکم با قلم رسمی نوشته شده بود به بزرگی خودتون ببخشید... برای همتون آرزوی موفقیت میکم امیدوارم در پناه مولا علی (علیه السلام) از الطاف الهی بهرمند شوید ان شا الله... پ . ن : خانومم فکر نکنی شما رو فراموش کردم هااا ....این روز رو به پدر شما هم تبریک میگم ..امیدوارم همیشه از کنارش بودن شاد شاد باشی.....د...و...س...ت...ت...د..ا...ر...م یا علی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 توسط عاشق كوچولو
|
سلااااام. امیدوارم حال تکتکتون خوب خوب باشه ممنون به خاطر دلگرمی هایی که به من دادید...حیف که نظر بسیاری از دوستان به صورت خصوصی ثبت شده بود و من به رسم امانت آنها را در دید عموم قرار ندادم... از همتون ممنون این بار اومدم جواب دو تا از دوستان عزیز رو بدم: ۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ اول:ساناز خانوم.. به آسانی مرا از من ربودی بسی گفتند :دل از عشق برگیر!!! که نیرنگ است و افسون است و جادوست. ولی ما دل به او بستیم و دیدیم که او زهر است اما نوش داروست...اگر مرگم به نامردی نگیرد ...مرا مهر تو در دل جاودانی است و اگر عمرم به ناکامی سرآید ....تو را دارم که مرگم زندگانی است دوم ...خودش میدونه کیه!!! لطفا در نوشتن نظر احترام متقابل رو حفظ کن؟؟ ۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ آنگاه که دوست میدارید همواره کسی به یادتان باشد .... به یاد من باشید که من همواره به یادتانم..سوره بقره آیه ۱۵۲ ۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ قابل توجه دوستان عزیزی که درباره سرانجام پرسیده بودند به لطف خدا مشکل حل شد...خودش اومد خوند و حق رو به من داد ۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ اینم برای یکی از دوستان که علاقه خاصی به چشم داره پیش از من و تو لیل و نهاری بوده است گردنده فلک نیز به کاری بوده است هر جا که قدم نهی تو بر روی زمین آن مردمک چشم نگاری بوده است از رباعیات خیام ۸۷۸۷۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸۷۸ نوشته شده در تاريخ دوشنبه هفدهم تیر 1387 توسط عاشق كوچولو
|
خسته ام... بریدم... بسه... ! ! ! خونه... من ... تنهایی ... سکوت... صدای سیاوشه که طنین اندازه شده چه قدر بده که وقتی رو به روت قرار میگیرم بینمون فقط سکوته آخ چقدر دوست دارم باهات صحبت کنم اما تو: درس دارم.... من: باشه مزاحمت نمیشم تو: کنکورم نزدیکه من : باشه تا بعد امتحانات مزاحمت نمیشم تو : بعد کنکوره آرامش نیاز دارم من : باشه مدتی خودت باش تو : میخوایم بریم خونه جدید من : باشه به اسباب کشیت برس تو....... من چه کنم که کنکور عشقم ....درس دوست داشتنم.... آرامشم....خونه دلم با تو معنا پیدا میکنه دیروز از من پرسیدی چی می خوای؟ گفتم: میخواهم همه با تو بودن ها را....خندیدی.... اما تو ......... تو خونه موندن داغونم میکنه خودتم میدونی سکوت اتاقم رو با صدای خشن ناخن هام که به تار های گیتار کشیده میشه پر میکنم ای کاش ای کاش میفهمیدی منو..................................
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم تیر 1387 توسط عاشق كوچولو
|
سلام.... حالتون چه طوره....بههههههه امتحانامونم تموم شد ...راحت شدم ..تو امتحان ها میمردم برای خوابدن تا ساعت 1 ظهر اما حالا که امتحان هام تموم شد امروز مثل یک فرد پسر خوب و مودب و با شعور و خیلی مرتب ...به به یک کم تحویل بگیرم خودموو ...بلند شدم اتاقمو تمیز کردم خوش به حال زهرا خانوم(ته تغاری) که حد اقل میتونه یکی دو روزی رو تا ساعت 12 بخوابه بعدش دلشو بزنه راستی این زهرا خانوم راه حل جالبی رو برای پر کردن اوقات فراغت پیدا کرده پیشنهاد میکنم شما هم در اوقات بیکاری امتحان کنین ...برای آشنایی بیشتر با این راه حل اینجا رو کلیک کنید خوب ،چند تا جمله عاشقانه و عارفانه بزارم لذتشو ببرین. مهم این نیست که چه اتفاقی در زندگیتان رخ میدهد ،مهم این است که چه چیز را به خاطر میسپارید و چگونه آن را به یاد می آوریدآدمی ساخته افکار خویش است ؛ فردا همان خواهد شد که امروز به آن می اندیشید
ویکتور هوگو میگه : اگه همه ی اون چیزایی که تو سرمه بگم 10 کتابه اما اون چیزی که تو دلمه بگم دو کلمه هست : "دوستت دارم" روزی مردی نزد عارفی رفت و گفت ای عارف جمله ای بگو که وقتی ناراحتم خوشحالم کند و وقتی خوشحالم ناراحتم کند! عارف گفت : "این نیز بگذرد"
هر کجا محرم شدی چشم خیانت بازدار غرب = کفر = تاسف بی مقدمه... بخونید نوشته ی یک نویسنده معروف اما کافر رو درباره نماز: در جایی بودم دیدم که فردی بر بالای ارتفاعی رفت و شروع کرد به آواز خواندن....افراد دیگر در پشت او در صفوفی جمع شده و شروع به کاری کردند...آنها مدام خم شده و سر خود را به زمین میکوبیدند و بر میخواستند......و باز تکرار عمل قبل اینه نوشته ی فردی که دلم نمیخواد حتی اسمشو عنوان کنم فردی که حتی اینقدر به خودش زحمت نداده که از افراد مطلع سوال کنه که این کوبیدن بی هدف سر به زمین نیست سجده است ... آن فرد خواننده نیست که افرادی در صفوفی برای گوش کردن آواز جمع شوند آن فرد موذن است و آن افراد عابد معبودشان..... واقعا که به نظر خودمم بهترین عنوان رو انتخاب کردم البته در هر جا استثنا هست من قوبل دارم اما من قصدم عنوان اکثریت به اقلیت بود در هر صورت فقط میشه با خوندن این مطالب تاسف خورد و سکوت کرد..... |
|